روایت یک سفر؛
انگارمسوولین ملتفت نیستند که حمیدیه با آن همه امکانات خدادی، مرکز کسب کار و یک دژ شهر مهم اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و مرزبانی کشور است
کد خبر: ۴۶۰۱۲۷
تاریخ انتشار: ۲۴ تير ۱۳۹۶ - ۲۰:۱۷ 15 July 2017
جمعه 23 تیر ماه 1396 ساعت 16/45 برای همراهی با استاندار جوان در سفر حمیدیه به مهمانسرای استانداری خوزستان شدم که از بدو ورود با افراد خوشایند و تا لحظه ی خروج با کارهای خداپسندانه ای روبرو شدم.

 اول این که مهندس جواد کاظمی نسب معروف به الباجی نماینده ی مردم اهواز، کارون، باوی، و حمیدیه را ملاقات کردم که خیلی مشتاق ، قبراق، سرزنده و با انگیزه در این ظهر گرم خرما پزان امیدوارانه با نگاهی مثبت برای گشودن  فصل جدیدی از فعالیت ها در شهرستان حمیدیه آماده و پارکاب ظاهر می شد  و دوم، آن کارهای جالب و خیرخواهانه ی مردمی از اقدامات فوق برنامه ای بود که از پیگیری های انساندوستانه دکتر شریعتی حکایت می کرد مانند رسیدگی  ایشان نسبت به درمان یک دختربچه ی دانش آموز ممتازی  که خوشبختانه توانسته بود بر ناتوانی جسمی خود بواسطه ی حمایت های استاندار جوان غلبه کند.

 اولین عمل جراحی آن دختر بچه موفقیت آمیز انجام گرفت که تا حدودی  راه رفتن را برای وی  امکانپذیر می کرد و این خبر موجب شادی دکتر شریعتی گشت تا او را بر آن دارد که با شوق و ذوق هرچه تمام به یکی از مدیران دفترش دستور بدهد تا تدارک عمل های بعدی را  پی گرفته و او را در جریان امور بگذارد.

 خلاصه  ما هم از فرصت استفاده کردیم  و چند عکس یادگاری با حضور آقا جواد الباجی انداختیم و به طرف  شهر حمیدیه رهسپارشدیم.

آری، همان شهری که با وجود تمام ظرفیت ها و استعداد های خدادادی، از جمله مواهب اقتصادی و سرمایه های اجتماعی از ناتوانی و نابرخورداری از بابت عدم توسعه شهری رنج می برد.!

علی ایحال در حمیدیه وارد سالن گرم و دم کرده ی آموزش و پرورش شدیم که پر از مدیران کل و روسای ادارات استانی و نهادهای انقلابی بود که توسط پنکه های سقفی و دو کولر فکسنی زوار در رفته بدتر گرم می شد و این خود، اولین ضعف مدیریتی بود که ما به سهولت دیدیم و این خود نشان می داد که مسوولین استانی ما، شوربختانه نگاه شان به حمیدیه ، یک نگاه شهری نیست.!

یعنی؛ انگارمسوولین ملتفت نیستند که حمیدیه با آن همه امکانات خدادی، مرکز کسب کار و یک دژ شهر مهم اقتصادی،  سیاسی، فرهنگی و مرزبانی کشور است!

به هر حال جلسه با تلاوتی چند از آیات الهی شروع شد و اولین سخنران آن، آقای عاشور سواری فرماندار حمیدیه بود که ضمن خوشامد گویی یک فهرست بالا و بلندی از نیازها، راهکارها و پیشنهادات عمرانی، رفاهی و زارعی را مطرح نمود ، وقتی ایشان در ادامه ی بیابانش گفت: حمیدیه قطب بزرگ کشاورزی خوزستان است یکی از منتقدین پرسید: پس چرا ما نمودش را در توسعه ی شهری حمیدیه نمی بینیم!! و منتقدی دیگر در تکمیل سخنان  او  افزود : لابد بخاطر این است که کسی باور ندارد که حمیدیه شهر شده است و هنوز با همان نگاه اولیه به عنوان یک کلان روستا بدان می نگرند.

 سخنران دوم جناب آقای مهندس الباجی بود که بسیار خوشبینانه سخن می گفت وی بیشتر به اراده ی دولت در انجام امور اعتماد داشت و متکی به حمایت های مجلس و کابینه بود و بسیار امیدوارانه آینده را ترسیم می کرد بطوری که موج مثبتی بر جو ملتهب و دم کرده ی فضای جلسه سیگنال  داده شدذو جمعیت را تهییج نمود به گونه ای که صدای احسنت، احسنت همه را در آورد.

 سومین سخنران جلسه امام جمعه شهرستان حمیدیه بود وی خیلی ساده و روان و قابل فهم سخن می گفت: در واقع ماحصل بیانات امام جمعه  اعتراض متینی بود مبنی بر عدم ثبات مدیریتی، که در لفافه مشکل شهر را بیشتر سیاسی قلمداد می کرد، آری، یک گله گذاری محترم و آسیب شناسانه، با ادبیاتی عالمانه که نشان می داد تغییرات مدیریتی ناشی از ملاحظات سیاسی چقدر به توسعه شهری حمیدیه آسیب می رساند.! 

 آخرین سخنران دکتر جلسه بعد از توضیحات پراکنده ی مدیران کل و بعضی از روسای ادارات، خود دکتر شریعتی بود که سخنانش به درازا کشید در حالیکه حاضرین از شدت گرما در عذاب بودند و مرتب با نوشیدن آب معدنی تگری خود را خنک می کردند و چند بار هم دکتر علی ساری نماینده شهر اهواز، کارون ، باوی و حمیدیه  سخنان استاندار جوان را قطع می کرد و شریعتی هم  با آرامش خاص همیشگی خود، او را به همکاری هر چه بیشتردعوت می کرد، آخر جلسه استاندار جوان گفت من در کنار نمایندگان خوزستان هستم تا نگاه شهری بودن را در حمیدیه تقویت کنم.

با این حال و هوا، سفر به حمیدیه را به پایان رساندیم دوما آن دژ شهر تاریخی را با زخم های کهنه اش بی آنکه مرهمی بر آنها بگذاریم ترک کردیم.

عبدالرحمن نیک سرشت
منبع: تابناک
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار