کد خبر: ۵۸۷۲۵۶
تاریخ انتشار: ۱۸ فروردين ۱۳۹۷ - ۲۰:۳۴ 07 April 2018

در همه کشورهای توسعه یافته دنیا مدیران ارشد دولتی با پایان یافتن دوره مدیریتشان به عنوان یک شهروند عادی در کنار سایر شهروندان به زندگی عادی و روزمره خود مشغول می شوند و اقدامات و خدمات گذشته خود را به عنوان یک مسئولیت و وظیفه ای که به آنها سپرده شده بود قلمداد می کنند و هیچ وقت خدمات گذشته خود را تابلوی مطالبه گری خود نمی کنند تا از قبل آن تا لب گور باج خواهی کنند.

به طور کلی دو فرهنگ غالب در جهان در عرصه مدیریتی حاکم است. عده ای با عشق به خدمت مشغول هستند و عده ای با غریزه که اولی باعث توسعه و عظمت کشورها و دومی باعث آزمون و خطاهای پی درپی همراه می باشد.

 

استفاء گنشر پس از اتحاد دو آلمان

نمونه بارز آن هانس دیتریش گنشر وزیر خارجه وقت آلمان غربی که در پایان جنگ سرد و پس از اتحاد دو آلمان ، پس از ۱۸ سال مدیریت سیاست خارجی، از سمت خود استعفا داد. او در پاسخ به چرایی استعفای خود اظهار داشت: که ۱۸ سال تلاش کرد تا دو آلمان متحد شوند و چون این هدف تحقق پیدا کرده است، انگیزه دیگری برای حضور در سیاست ندارد.

گنشر به قول دکتر سریع القلم فراتر از غریزه و حفظ سمت وزیر خارجه می اندیشید و به گونه ای عمل کرد که مورخین، در پاراگراف مربوط به او به نیکی از عملکرد و افق دید او و اهتمام او یاد خواهند کرد.

 

چهل سال دیکتاتوری فرانکو

و مورد دیگر فرانکو است که پس از چهل سال دیکتاتوری در گذشت، اسپانیا مانند کبوتری از قفس آزاد شد.
تفاوت دو دیدگاه در این موضوع است که مرگ، زمان خروج فرانکو از دایره قدرت را تعیین کرد و تصمیم و انتخاب، زمان استعفای گنشر را، در وضعیت اول،غریزه و سکون تاریخ را رقم زدند ودر وَضعیت دوم ، عشق به کشور و عقلانیت سیاسی هدایتگر رفتار بود.

 

سندرم دلبستگی به جاه و مقام

اما سندرم دلبستگی به جاه و مقام و مزایای ناشی از آن از جمله احترام و منزلت اجتماعی درکشورهای جهان سوم از جمله کشور ما در بین همه مدیران ارشد روز به روز در حال شیوع بیشتری است تا جائیکه حتی دهیاران که نماینده ارشد دولت در حوزه روستایی و پایین ترین رده مدیریتی محسوب می شوند حاضر نیستند به هر قیمتی جایگاه خود را به شخص جدیدی واگذار کنند.

 

بدتر از آن پیرمردانی هستند که سالها پیش بازنشست شدند و امروز باید در کنار نوه هایشان اوقات بگذرانند اما متاسفانه با لابی گری ، گروه بازی و… دوباره به مسند سیاسی و اداری برگشته اند این در حالی است که تعدادی از این مدیران حتی از روشن و خاموش کردن رایانه دفترشان عاجزند و از علم روز مدیریت فرسنگها فاصله دارند.

 

نگران کننده تر از آن اینکه این دسته از مدیران خود را عقل کل دانسته و تاب و تحمل هیچ گونه نقد و راهکاری را ندارند و هنوز برای درمان معضلات سیاسی و اقتصادی به دنبال نسخه های دو دهه پیش هستند.

 

سندرم حب قدرت و منصب

و نگران کننده تر از همه این مسائل عدم ایجاد فضای لازم برای پرورش مدیران جوان برای آینده کشور می باشد که در آینده کشور را با خلاء مدیریتی از مدیران با دانش و مجرب روبرو خواهد ساخت.

 

این موضوعی است که باید گفت سندرم حب قدرت و منصب در حوزه مدیریتی نیاز به درمان اساسی دارد و باید به رگ های فضای مدیریتی کشور خون تازه ای تزریق کرد.

در استان خوزستان در حوزه های مهم و تاثیر گذاری این موضوع بوضوح دیده می شود از جمله حوزه وزارت کشور (استانداری، فرمانداری و شهرداری ها) در حوزه نفت، سازمان آب و برق و… مدیرانی هستند که دو برابر عمر متوسط مدیران موفق دنیا در راس امور قرار دارند و تاب دل کندن از جاه و منصب خود را ندارند.

 

آیا گنشری در حوزه مدیریتی ما پیدا خواهد شد که خود با میل قدرت را ترک کند یا اینکه باید مانند فرانکوی اسپانیایی باید منتظر اقدام حضرت عزرائیل باشیم؟!

برچسب ها: علی دژمان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار