کد خبر: ۷۰۳۰۶۲
تاریخ انتشار: ۲۳ دی ۱۳۹۷ - ۲۱:۱۱ 13 January 2019

بسمه تعالی
نشستن بر کرسی های عرصه ی اقتصاد کشور مأموریتی خطیر و بزرگ است.

اقتصادی که چرخش به سختی می چرخد و گاهی چنان در می رود که نه تنها ارابه, بلکه جاده و مسیر را هم دچار مشکل می کند.

از طرفی از داخل با مردمی مواجه هستیم که امیدشان به آمدن روزهای بهتر اقتصادی و بهتر شدن شرایط زندگی است و از طرفی دیگر با هجمه ای زشت و بی رحمانه از بیرون به نام فشار اقتصادی و تحریم ها.

تا اینجای کار تکلیفمان مشخص است. باید اندیشید, تدبیر کرد و جنگید تا هرچند کوچک اما قدمی برداشت تا چرخ اقتصاد را با صادرات تولیدات تولیدکننده ی داخلی به حرکت درآورد, با بیکاری جنگید, تورم را مهار کرد و بنگاه ها را جانی دوباره بخشید.

اما کار زمانی سخت می شود که حریفت داخلی باشد. کار زمانی سخت می شود که اتحاد در میان نمایندگان بخش خصوصی نباشد, کار زمانی سخت می شود که بخش خصوصی که نبض اقتصاد در دستانش است حریفی به نام بخش دولتی داشته باشد. آنوقت دیگر نیازی به تحریم های خارجی نیست.

در این مدتی که مسئولیت کمیسیون توسعه صادرات اتاق بازرگانی کشور بر عهده من بوده است سعی کردم که با تقویت منش مطالبه گری عمده انرژی و تلاشم در راستای رساندن صدای فعالين اقتصادى کشور به گوش دولتمردان صرف شود و لاغیر. و این سیستم در هیچ مدرسه و دانشگاه و کتاب اقتصادی در دنیا تدریس نمی شود!

اکنون در پایان دوره مسئولیتم در کمیسیون توسعه صادرات اتاق ایران و همچنین عضویت اتاق بازرگانی اهواز با خود بسیار اندیشیدم که با توجه به شرایط حاکم برنامه ام برای ادامه مسیر چیست?
آيا در انتخابات پيش روى اتاق شركت كنم يا خير؟

و به این نتیجه رسیدم که :

بر آن دارم اي مصلحت خواه من
که باشد سوي مصلحت، راه من
رهي پيش آور که فرجام کار
تو خشنود باشي و من رستگار...

 

و به نتیجه ای قاطعانه رسیدم که خشنودی و رستگاری در این است که از ثبت نام در انتخابات خودداري كنم و یک دوره را به اندیشیدن در خلوت خود و باز سازی خود بگذرانم و آینده را دوباره به نحوی دیگر بسازم.

زیرا اتاق بازرگانی که باید جای ژنرال ها و نخبگان اقتصادی باشد کم کم دارد تبدیل به مکانی برای حفظ جایگاه و منافع فردی ژنرال های صادر کننده کارت عضویت جهت دار می شود. ماهیت اتاق بازرگانی رنگ باخته و این افراد نیستند که اتاق را به سمت اهداف بزرگ اقتصادی کشور و استان و شهر سوق می دهند, بلکه این نام و موقعیت اتاق است که افراد را به سمت منافع اجتماعی فردی سوق می دهد و همین باعث شده افرادی برای رسیدن به کرسی، منصب و جایگاه دست به اعمالی بزنند که در کل تاریخ اتاق بازرگانی بی سابقه است و نتیجه آن حتی باعث می شود افرادی غیر مطلع و ناموجه و ناپخته بواسطه ی صدور کارتهای بدون پشتوانه و فقط بر اساس منافع فردی ! و فقط برای بقا بیشتر از دل همین اتاق خارج شوند. و باید فاتحه ی چنین اتاق بازرگانی را خواند و سخت به حالش گریست.

اتاق بازرگانی باید فضایی داشته باشد تا افراد قوی که در اوج استقلال و اتحاد اندیشه و تدبیر کنند و راه را برای دستیابی به اقتصادی شکوفا هموار کنند. که متاسفانه در حال حاضر فاصله فضای حاکم با فضای ایده آل ذهنی من بسیار زیاد است.

در سالهای فعالیتم در حوزه ی اقتصادی سعی کرده ام درکنار استفاده از تجربه هیچگاه از کسب علم آن هم در سطح جهانی غافل نشوم. در همین دنیای علم یاد گرفته ام هیچگاه اعتبار و شعور فردی و شخصی ام را به کرسی و جایگاه نفروشم. لذا اکنون در اوج ترکیب تجربه و جوانی تصمیم گرفتم به این آموزه ی علمی جامه عمل بپوشانم.
شاعر می گوید:

در جوانی جان گرگت را بگیر!
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر

روز پیری، گر که باشی هم چو شیر
ناتوانی در مصاف گرگ پیر

مردمان گر یکدگر را می درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند

اینکه انسان هست این سان دردمند
گرگ ها فرمانروایی می کنند

وآن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنایان هم اند

گرگ ها همراه و انسان ها غریب
با که باید گفت این حال عجیب؟...

 

بر خود لازم می دانم از همه دوستان و همراهانی که در این مدت با من همراه و هم مسیر بودند علی الخصوص اعضای ریشه دار و معتبر و قانونی اتاق اهواز تشکر و قدردانی کنم و دست یکایک آنها را به گرمی بفشارم.

عدنان موسی پور
دی ماه ۱۳۹۷

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار