گفت و گوی اختصاصی تابناک خوزستان با پزشک جهادگر و رزمنده دفاع مقدس:
این انقلاب قبل از هر چیز همان طور که در گام دوم انقلاب بیان شده است نیاز به روحیه جهادی و انقلابی دارد. برای داشتن روحیه جهادی باید بتوانیم جذب حداکثری داشته باشیم و با کسانی که زاویه فکری و فقهی داریم گفت و گو داشته باشیم. اگر امروز جهادسازندگی و نهضت سوادآموزی بود، با آن روحیه جهادی بسیاری از مشکلات روستاها مثل همین غیزانیه حل شده بود.
کد خبر: ۸۷۸۲۵۲
تاریخ انتشار: ۳۱ تير ۱۳۹۹ - ۱۸:۴۶ 21 July 2020
تابناک خوزستان:
دفاع مقدس یکی از مهم‌ترین مقاطع تاریخ انقلاب اسلامی است. در طول این هشت سال، انقلاب اسلامی توانست ارزش‌های خود را به دنیا صادر کند. 
هشت سال دفاع مقدس تنها یک جنگ نظامی بین دو گروه نبود بلکه صحنه مبارزه دو جبهه حق و باطل بود که در دل این جنگ انقلاب اسلامی رشد و نسلی از جوانان مومن انقلابی با ویژگی‌های الهی تربیت یافت. 
فرهنگ جبهه، مملو از ایثار و شهادت بود، فرهنگ دفاع مقدس دارای ویژگی‌های متمایز بود که پیش از آن هیچ‌گاه به این شکل عالی انسانی دیده نشده بود. ایثار، شهادت، از خودگذشتگی، نهراسیدن از مرگ، دشمن را به ستوه درآوردن در کنار اطاعت محض از ولی فقیه گوشه‌ای از فرهنگ زلال جبهه‌ها بود. مفاهیمی انسانی که به کمال در جبهه‌ها رسیدند.
به گزارش تابناک خوزستان، فرهنگ دل نشینی که بین رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس حاکم بود؛ ما را برآن داشت تا پای صحبت‌های "محمد جهانگیر" جهادگر و رزمنده‌ دفاع مقدس که تقریبا هشت سال دفاع مقدس را با لباس خاکی بسیجی سپری کرده است؛ بنشینیم و با او گفت و گویی داشته باشیم.
مشروح گفت و گوی تابناک خوزستان با این پزشک جهادی که در حال حاضر در دانشگاه علوم پزشکی اهواز در بخش اردوهای جهادی فعالیت می‌کند، از نظر می گذرد: 
 
 
تنبیه در مدرسه به خاطر نگارش انشا علیه شاه
خانواده ما در تربیت انقلابی ما نقش مهمی داشت و نخستین فعالیت انقلابی ام به دوران دبستان برمی‌گردد. پنجم دبستان بودم که علیه شاه انشا می نوشتم و که یک‌بار با سیلی آموزگارمان روبرو شدم, آن سیلی عزمم را در مقابله با رژیم جدی‌تر کرد.
انقلاب با رهبری امام خمینی (ره) رفته رفته جدی تر و به پیروزی نزدیک تر می شد و اهواز یکی از کانون های اصلی مبارزه با شاه بود. هر روز در خیابان با سن کم علیه شاه شعار می دادیم. یکی از کارهای که در  تظاهرات ضدشاه انجام میدادیم، اهدا گل به ارتشی های شاه بود. 
 
امام خمینی ارتش شاه را از درون تغییر داد
ارتش تا بن  دندان مسلح شاهنشاهی مجذوب امام شده بودند ولی شاه می‌خواست آنها را مقابل مردم قرار دهند. ما قبل از راهپیمایی گل تهیه کرده و در وسط رزم تن به تن مردم و ارتشی‌ها، سمت نیروهای نظامی رفته و گل به آنها اهدا می‌کردیم. در دل این اقدامات، مفهوم "برادر ارتشی" ایجاد شد و ارتشی‌ها پادگان‌ها را خالی و به صف مردم پیوستند. 
انقلاب و رهبری امام به شکلی بود که مردم همه کاره آن بودند و این به سبب پشتوانه دینی و تجارب نهضت مشروطه و ملی شدن صنعت نفت بود که امام دیده بود. برای همین ارتش از درون انقلابی شد و بسیاری از فرماندهان ارتش به انقلاب پیوستند. ظهیری نژاد از کسانی بود که پس از انقلاب از یاران نزدیک امام بود.
جنگ یک فرصت بزرگ برای رشد انقلاب بود
انقلاب اسلامی پس از کش و قوس فراوان و دادن شهدای زیادی 22 بهمن 57 به ثمر نشست و این آغاز کار فرزندان انقلاب بود. شهریور ماه 59 آغاز یکی از بزرگترین امتحان‌های انقلاب بود. دشمن تصور می کرد می‌تواند انقلاب نوپای ملت را در نونهالی ناکام بگذارد. 
اهواز پیشانی جبهه بود و هر مسجدی به سنگری علیه صدام و دفاع از مردم تبدیل شده بود. من از همان ابتدای جنگ وارد این فضا شدم و در بیشتر عملیات‌ها از والفجر 1، خیبر و بدر و ...تا پایان جنگ حضور داشتم.
 
حساسیت کار نیروهای پیشرو 
ماموریت اصلی ما در جبهه ها این بود که به عنوان نیروهای پیشرو، در پیشانی نیروها حرکت کنیم. یعنی قبل از حرکت نیروها و پس از اینکه نیروهای اولیه معابر را پاکسازی و معبری برای حرکت باز کردند، ما راه می افتادیم.
تیم ما 5 نفره بود که دو آرپی جی زن با دو همراه و یک تک تیرانداز بود و مسیر را برای عملیات هموار می‌ساختیم. نحوه حرکت ما خیلی مهم بود. باید از راه باریکی که پاکسازی شده و با نوار سفید مشخص شده بود با نظمی خاص حرکت می‎کردیم تا به دشمن حمله کنیم. اگر کوچکترین قدمی را اشتباه برمی‌داشتیم ممکن بود بر روی مین برویم.
 
نابرابری تجهیزات در جبهه‌ها دشمن را مغرور ساخته بود
یکی از صحنه های نابرابر جنگ، در بخش امکانات بود. واقعا در جنگ مظلومانه جنگیدیم و از نظر تجهیزات فقیر بودیم. در مقابل عراق پیشرفته ترین سلاح‌ها را داشت. ما برای هر قبضه آرپی چی با وسواس نگاه می‌کردیم که به خطا نرود. طرف مقابل به اندازه‌ای تجهیزات داشت که با آرپی جی نفرات را می‌زد. یادم است یکبار پس از عملیات به سنگر عراقی‌ها که رسیدیم جالب بود نصف سنگر پر از پوکه گلوله‌های شلیک شده بود و جنازهای عراقی تا کمر تو این پوکه ها دفن شده بود.
جنگ و جبهه فقط دعوای نظامی بین دو گروه نبود. صحنه حقیقی رزم دو جبهه حق و باطل بود. یکی از مسایل مهم که در فرهنگ جبهه شکل گرفت و مس وجودی رزمندها را طلا کرد، اخلاق خاص جبهه‌ها و انقلاب بود.
 
رزمندها برای عبور از میدان مین باهم رقابت داشتند
اخلاق و معنویات بر همه پهنه جبهه حکمرانی می‌کرد. به طور مثال هواپیماها و رزمنده‌های ما حق نداشتند به شهروند غیرنظامی شلیک کنند. مثلا یادم است هواپیمای ایرانی رفته بود پلی را بزند، دیده بود یک نفر از روی پل در حال رد شدن است. خلبان آنقدر صبر کرده بود تا آن مرد از پل به اندازه کافی دور شود و بعد شلیک کرده بود. تربیت نسلی این چنین دین مدار و اخلاقی از برکات جنگ بود.
یکی از عالی‌ترین صحنه‌های جنگ و اخلاق وارسته و انسان ذوب شده در اسلام را می‌توان در مساله پاکسازی میدان مین و زدن معبر دید. رزمندها با هم رقابت می‌کردند که کدامشان پا روی مین بگذارد. یکی می‌گفت من مجردم بر متاهل‌ها اولویت دارم، یکی می‌گفت من تازه ازدواج کردم و بر کسانی که بچه دارند اولویت دارم. همه سعی می‌کردند جان خود را فدای بقیه کند.
 
شب عملیات بهترین و زیباترین شب‌های جبهه بود
اوج اخلاقیات در جبهه در شب‌های عملیات بود. در شب عملیات همه می‌دانستیم که ممکن است فردا را نبینیم و برای همین خلوص و پاکی قلب در بین رزمندگان تبلور داشت. بعضی‌ها شب عملیات نمی‌آمدند ولی آنهای که بودند به یکی درجه ای از تقوا رسیده بودند که جز عمل به تکلیف چیزی برای آنها مهم نبود. آن شب‌ها، شب‌های معامله با خدا بود.
از دیگر تجلیات فرهنگ جبهه در رفتار با اسیر بود. بسیاری از اسیرهای که می‌ترسیدند، با صحبت آرام می‌کردیم و به آن ها تضمین می‌دادیم که اتفاقی نمی افتد و نگران نباشید. عراقی‌ها هم یاد گرفته بودند تا ما را می‌دیدند دست های شان را بالا می‌گرفتند و متوسل به اهل بیت می شدند. ذکر یا حسین می‌گفتند تا ما کاری به کارشان نداشته باشیم.
 
در کربلای 4 غرورمان ضربه مهلکی به ما وارد کرد
یکی از عملیات‌های مهم که حضور داشتم، کربلای 4 بود. کربلای 4 یکی از تلخ ترین عملیات ها بود. دشمن متوجه شده بود که ما هر سال یک عملیات بزرگ آن‌هم در زمستان داریم و هوشیار شده بود. از طرفی تبلیغات قبل کربلای چهار در سطح کشور و راه‌اندازی لشکر و عدم رعایت اصول استتار باعث شده بود ستون پنجم متوجه عملیات شود. 
از اول عملیات کربلای 4 خوش بین نبودم ولی عامل اصلی شکست ما "غرور" بود. فکر کردیم نیرو زیاد داریم و پیروزی سهل الوصول است. برای همین دشمن را دست کم گرفتیم.
من شب عملیات از منطقه گلف اهواز با یک راننده کامیون که از تهران آمده بود به سمت خرمشهر حرکت کردیم. در کریلای 4 حدود18 سالم بود و راننده کامیون چراغ خاموش حرکت می‌کرد و گاه تو یک چاله بزرگ می‌افتاد و مرتب موشک بود که بغل کامیون منفجر می شد. راننده خیلی ترسیده بود و به سختی خودمان را به خط رساندم.
پس از کربلای 4 که یک عملیات اصلی بود، توانستیم در کربلای 5 جبران کنیم و شکست سنگینی به عراق وارد سازیم. رمز موفقیت ما در کربلای 5، اتکال به قدرت و استفاده از غافلگیری دشمن و غرور کاذبی که در صدام ایجاد شده بود. است.
 
حضور در مناطق محروم اهواز برای فعالیت‌های جهادی
در اواسط جنگ که عملیات نداشتیم، به جهادسازندگی که در خیابان امام شرقی فعلی اهواز بود رفتم. گفتم درسم خوب است چه کمکی می‌توانم به مناطق محروم انجام دهم.
جهادسازندگی اهواز من را به یکی از روستاهای محروم اطراف اهواز برای تدریس فرستاد. یک روستای محروم و یک مدرسه که دانش آموزان مقاطع مختلف همه در یک کلاس بودند. در کلاس همزمان باید به مقطع اول، هم دوم تا پنجم تدریس می‌کردم 
در این روستا در ماه رمضان صبح زود با گِل خشت برای فعالیت‌های عمرانی روستا درست می‌کردم و بعد ساعت 8صبح به دانش آموزان قران و تجوید یاد می‌دادم. بعد از افطار هم دوره‌های قرائت قران  با اهالی داشتیم.
 
اگر جهادسازندگی حذف نشده بود، اکنون بسیاری از مشکلات حل شده بود
این انقلاب قبل از هر چیز همان طور که در گام دوم انقلاب بیان شده است نیاز به روحیه جهادی و انقلابی دارد. برای داشتن روحیه جهادی باید بتوانیم جذب حداکثری داشته باشیم و با کسانی که زاویه فکری و فقهی داریم گفت و گو داشته باشیم. اگر امروز جهادسازندگی و نهضت سوادآموزی بود، با آن روحیه جهادی بسیاری از مشکلات روستاها مثل همین غیزانیه حل شده بود.
سردار سلیمانی نمونه کامل یک فرد انقلابی بود ولی همه طیف‌های سیاسی را مجدوب خود ساخته بود و برای همین تبدیل به یک اسطوره شد. برای پیشرفت انقلاب باید بتوانیم امید را به ملت ترزیق کنیم و اجازه ندهیم دشمن با تحقیرِ دستاوردهای ما و مرعوب ساختن ملت بر ما چیره شود. مرعوب سازی شیوه شیطانی است. 
 
_________________________________________________________________________________________
 
*گزارش: اکبر بهاری   *سردبیر: سمیه همت پور
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار