کد خبر: ۹۸۷۲۹۵
تاریخ انتشار: ۲۹ مرداد ۱۴۰۰ - ۱۷:۱۲ 20 August 2021

با هر تلفن صدایش را که می شنوم میگویم خدا بخیر بگذراند امروز را.خدایا خبر بد نرسد.
شرمنده ی نگاه هایی که برایشان خوش خبر نبودیم اما در ادامه اخبار پیشین باید بگویم گلوی شهر پر از بغض است.
بیمارستان ها همچنان گنجایش پذیرش بیمار کرونایی ندارند.یعنی اگر هر کداممان همین حالا برای درمان کرونا با حال زار به هر یک از بیمارستان های شهر مراجعه کنیم در بهترین حالت باید روی صندلی های فلزی اورژانس بنشینیم سرم به دست و شاید با کمی امید به ادامه زندگی و بدترش را که همه می دانیم، دردناک است اما خودت را توی غسالخانه تصور کن.
ممکن است پیر باشی و بمانی یا جوان و تازه نفس پرپر شوی، مکانش هم فرقی ندارد ویروس ویروس است و کووید ۱۹ که مرموز و خطرناک تر؛ حالا که دیگر جهش یافته هم شده است.
راحت بگویم هر بار که بدون ماسک لابه لای جمعیت،بی تفاوت قدم زدی، فرض را بر این بگیر که قاتل چندین نفری و یا عزادارشان کردی.
دو سه روزی ست ذهن آشفته ام درگیر ترنم،نوزاد ۲۱ روزه است با درگیری ۷۰ درصدی ریه هایش،تا دیروز که از حالش باخبر بودم زیر دستگاه، بخش که جای خالی نداشت توی چادر داشت مقاومت می کرد.
و مادر و پدرش پشت درهای بیمارستان.احساست می گوید چه حالی دارند؟

اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار