
به گزارش خبرنگار تابناک در استان خوزستان، دزفول، این شهر دیرینه و ریشهدار خوزستان، در سالهای دفاع مقدس تنها یک شهر نبود سنگری بود زنده، تپنده و استوار در قلب جبههها. در هنگامهای که آتش جنگ از زمین و آسمان بر آن میبارید، دزفول نه خاموش شد و نه تهی. این شهر در آن سالها، به تعبیر بسیاری شهر موشکها بود؛ اما همین شهر موشکخورده، در حافظه ملی ایران به پایتخت مقاومت بدل شد؛ چرا که مردمش، با وجود داغ، درد، ویرانی و هراس هر لحظه مرگ، شهر را ترک نکردند و اجازه ندادند نقشه دشمن برای خالی کردن دزفول به سرانجام برسد.
در دوران هشت ساله دفاع مقدس، دزفول هدف یکی از سهمگینترین و بیرحمانهترین حملات دشمن بعثی قرار گرفت. بر اساس آمارهای ثبت شده، در این سالها ۱۷۶ موشک، بیش از ۲۵۰۰ گلوله توپ و ۳۳۱ راکت هواپیما به این شهر اصابت کرد. حجم این حملات، تنها در اعداد خلاصه نمیشود؛ پشت هر عدد، خانهای فرو ریخته، مادری داغدار، کودکی هراسان و خانوادهای عزادار ایستاده است. بیش از ۱۹ هزار واحد مسکونی و تجاری در دزفول تخریب شد، اما آنچه هرگز فرو نریخت، روح استوار مردم این شهر بود. دزفول زیر آوار ماند، اما از پا نماند.
اهمیت دزفول در جغرافیای جنگ، تنها به دلیل موشکبارانهای گسترده نبود. این شهر در نقطهای راهبردی قرار داشت و دشمن بعثی به خوبی میدانست که اگر دزفول را در هم بشکند، راه برای فشار بیشتر بر خوزستان و تهدید خطوط حیاتی دفاعی ایران هموارتر خواهد شد. گفته شده است که رژیم بعث، بخشی مهم از توان تهاجمی خود را برای ضربه زدن به این منطقه متمرکز کرده بود، زیرا سقوط یا تخلیه دزفول میتوانست پیامدهایی بسیار فراتر از یک شکست محلی داشته باشد. از همین رو، ایستادگی مردم دزفول تنها دفاع از یک شهر نبود؛ دفاع از خوزستان، دفاع از جبههها و دفاع از شرافت ملی بود.
اگر دزفول خالی میشد، اگر مردمش تاب ماندن نمیآوردند، اگر اراده آنان در هم میشکست، شاید مسیر جنگ به گونهای دیگر رقم میخورد. از این منظر، مقاومت دزفول را باید یکی از حلقههای سرنوشتساز در زنجیره پایداری ملت ایران دانست؛ حلقهای که به تثبیت جبههها، اجرای عملیاتهای بزرگ و در نهایت به فراهم شدن مقدمات پیروزیهای مهمی چون فتحالمبین و سپس آزادسازی خرمشهر یاری رساند. دزفول در ظاهر یک شهر بود، اما در باطن، یک لشکر ایستاده، یک سنگر بیدار و یک اراده جمعی شکستناپذیر بود.
علت نام گذاری چهارم خرداد نیز ریشه در همین عظمت تاریخی دارد. در برخی روایتها آمده است که در چهارم خرداد سال ۱۳۶۶، به دزفول عنوان شهر نمونه مقاومت اعطا شد؛ عنوانی که نه از سر تعارف، بلکه بر اساس واقعیتی انکارناپذیر به این شهر تعلق گرفت. سالها بعد، برای پاسداشت آن شکوه ماندگار و بیرون آوردن این حماسه از حاشیه فراموشی، چهارم خرداد در تقویم رسمی کشور به نام دزفول ثبت شد؛ تا هر سال، این روز بهانهای باشد برای بازخوانی رشادت مردمی که در سختترین آزمون تاریخ، سربلند بیرون آمدند.
آنچه دزفول را از بسیاری تجربههای دیگر جنگ متمایز میکند، فقط حجم حملات ویرانگر نیست بلکه نوع مواجهه مردم با ویرانی است. در دزفول، خرابی پایان زندگی نبود. هر خانهای که فرو میریخت، ارادهای برای ساختن دوباره برمیخاست. مردم، در میانهی جنگ، همزمان که صدای انفجار را میشنیدند، آستین بالا میزدند و دیوارهای شکسته را از نو برپا میکردند. بازسازی هم زمان با جنگ، یکی از شگفتانگیزترین جلوههای مقاومت مردم دزفول بود؛ گویی آنان به دشمن میگفتند: تو ویران کن، ما دوباره میسازیم؛ تو بزن، ما میمانیم.
از سوی دیگر، دزفول تنها برای خود مقاومت نکرد. این شهر، مأمن رزمندگان و پشتوانه جبههها نیز بود. خانههای مردم به روی مدافعان وطن گشوده بود. درهای بسیاری از منازل برای استراحت رزمندگان باز میماند، امکانات اندک اما صمیمانه مردم بیچشمداشت در اختیار آنان قرار میگرفت و هر آنچه ممکن بود، با سخاوت و اخلاص تقدیم میشد. دزفول در آن سالها فقط شهری در خط مقدم نبود؛ پناهگاهی انسانی و عاطفی برای رزمندگانی بود که از دل میدان نبرد بازمیگشتند یا عازم جبهه میشدند.
پشتیبانی مردم دزفول از جنگ، جلوهای دیگر از همین روح بزرگ بود. آنان با وجود آنکه خود زیر باران بمب و موشک نیازمند یاری بودند، از یاری رساندن به جبههها دست نکشیدند. از جابجایی مهمات با خودروهای شخصی گرفته تا انتقال نیروهای رزمنده، حمل مجروحان، اهدای خون به آسیبدیدگان، جابهجایی اسرای جنگی و تأمین اقلام مورد نیاز رزمندگان، همه و همه نشان میدهد که مقاومت در دزفول، مفهومی صرفاً تدافعی نبود؛ این مقاومت، فعال، زاینده و پشتیبان بود.
نقش جوانان دزفول در جبههها نیز فصلی پرافتخار از این حماسه است. شمار فراوانی از فرزندان این شهر در یگانهای رزمی، تیپها، لشکرها و عرصههای مختلف مدیریتی و عملیاتی دفاع مقدس حضور داشتند. به تعبیر برخی از پیشکسوتان، دزفول در دوران جنگ به تنهایی یک لشکر بود؛ نه فقط به دلیل شمار نیروهایش، بلکه به سبب کیفیت حضور، روحیه ایثار و اثرگذاری عمیقی که در عرصه دفاع از کشور از خود بر جای گذاشت.
در کنار همه اینها، بعد معنوی و ایمانی مقاومت مردم دزفول نیز جایگاهی ممتاز دارد. ایستادگی این مردم، تنها برخاسته از غیرت قومی یا حس تعلق جغرافیایی نبود؛ پشت این پایداری، ایمانی عمیق و باوری راسخ به ارزشهای دینی و انقلابی موج میزد. از همین رو بود که امام خمینی در پیام تاریخی خود به مردم دزفول در پنجم اردیبهشت ۱۳۶۲ فرمودند: «شما دزفولیها امتحان دادید و از این امتحان خوب بیرون آمدید، شما دین خود را به اسلام ادا کردید.» این جمله، صرفاً یک تقدیر سیاسی نبود؛ شهادتی معنوی بر عظمت مردمی بود که در میدان امتحان، سربلند ماندند.
رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز در سخنانی، با اشاره به مقاومت مردم دزفول، بر راز بزرگ این پایداری تأکید کردند و فرمودند که: «اینکه مرحوم قاضی در دزفول ماند و موجب شد که مردم در دزفول بمانند و با این همه موشکی که به دزفول زدند؛ دزفول تخلیه نشود، راز اینجا است، چون اگر دزفول از سکنه خالی میشد، گرفتن آن آسان بود.»
نام گذاری چهارم خرداد به نام روز دزفول، ادای دینی است به همه آن مادرانی که در پناهگاهها با صدای انفجار زیستند، به پدرانی که آوار را از خانه خود کنار زدند و باز بر همان زمین ایستادند، به کودکانی که کودکیشان را در همسایگی آژیر خطر گذراندند، به جوانانی که از کوچههای شهر راهی جبهه شدند و به شهدایی که خونشان، سند بیداری این خاک شد. این روز، بزرگداشت شهری است که درد را تاب آورد، اما تسلیم نشد شهری که زخمی شد، اما از ریشه نیفتاد.
دزفول، در حافظه تاریخی ایران، فقط نام یک شهر نیست؛ دزفول، یک مفهوم است. مفهومی از استقامت، نجابت، ایمان و وفاداری. چهارم خرداد، روز تجلیل از همین مفهوم بلند است؛ روز پاسداشت شهری که در میان دود و آتش، چراغ امید را خاموش نکرد و در دل ویرانی، با قامتی برافراشته، معنای واقعی مقاومت را برای همیشه در تاریخ این سرزمین ثبت کرد.
امروز، وقتی نام دزفول در چهارم خرداد بر زبان میآید، در حقیقت از شهری سخن میگوییم که به ملت ایران آموخت میتوان زیر باران موشک ماند، میتوان داغ دید و خم نشد، میتوان خانه از دست داد و وطن را حفظ کرد. چهارم خرداد، سلامی است به این شکوه خاموشنشدنی؛ به دزفول، شهری که ایستادگی را نه در شعار، که در متن زندگی خویش معنا کرد.
انتهای پیام/