کد خبر: ۱۰۵۳۹۰۸
تاریخ انتشار: ۱۰ تير ۱۴۰۱ - ۲۱:۵۹ 01 July 2022

گزارش هایی برای تنویر افکار عمومی

مرخصی یا ترخیص آقای دناک پور؟


این روایت بازه زمانی ۲۵ اردی بهشت تا ۳۰ اردی بهشت را روایت میکند

جلسه اصلی ماهیانه هفته قبل برگزار شده بود به درخواست برخی قرار شد جلسه ای فوق العاده برقرار شود .
هم قرار بود روزخبرنگار را که دوسال بعلت کرونا و عدم موافقت علوم پزشکی برگزار نشده بود ؛حتما امسال با توجه به تداخل با محرم زودتر برگزار کرده و هم
صحبت از امورمالیاتی و دعوت از کارشناس مربوطه به میان بود


اما می‌دانستم که این جمع( که حال اکثریت شده بودند) قصدشان این نیست چون سابقه نداشت که دلسوز باشند و دلسوزی کنند .
فروغی نیا موافقت کرد و جلسه فوق العاده با دستور دعوت از ممیز مالیاتی به یکشنبه ۲۵ اردیبهشت موکول شد.
گذشت.... شنبه ۲۴ اردی بهشت سفر ناخواسته ای برای استاد فروغی نیا پیش آمد باید تهران میرفت و این مطلب را در گروه وات ساپی هیات مدیره اعلام کرد.
۲۴ ساعت طلایی برای نقشه ای شوم بوجود آمد....
شب شد با مطر صحبت کردم به او گفتم عباس فردا حاجی نیست مطمینی دستور جلسه همین است
بنده خدا عباس از همه جا بی خبر گفت بله

روز یکشنبه شد ظهر با خانم مدحجی تماس گرفتم مطمئن بودم و عجیب احساس می‌کردم اتفاقات در راه است.
مدحجی جواب داد
_سلام خواهر جلسه عصر می آیی حاج غلام نیست باشی خیلی خوب است

مدحجی جواب داد که مشکل شخصی دارد و جلسه را نمی تواند باشد

تلفن تمام شد با اکراه به علیجانی زنگ زدم چون کاملا متوجه تغییر رفتارش شده بودم اما اصلا فکر نمیکردم حرمت فامیلی را زیر پا بگزارد

حرفهایی زدیم و داوطلبانه خواستم که ریشه اختلاف را با اعضای مخالف خانه حل کنیم حتی لازم باشد دیداری داشته باشیم

الان که فکر میکنم نمی‌دانم ظهر ۲۵ اردیبهشت چرا این حرفها را زدم اما شاید قرار بود حسابی آنها مدیون من شوند.
دانشگاه کلاس داشتم و همزمان قرار بود به دیدار مدیر کل جدید هلال احمر برویم .
شهرام هزاریان مرتب تماس داشت و می‌خواست که بروم ؛گفتم همزمان دانشگاه تدریس دارم و چون دانشجویان آمده اند میروم و حتی شده آخر جلسه خودم را می‌رسانم؛ فروغی نبود زشت بود که من هم نمی رفتم

دانشگاه رفتم و بعد کلاس؛ با عجله برگشتم هلال احمر کیانپارس ظاهرا جلسه تمام شده بود
گفتم برای سلام و علیک هم که شده داخل بروم .

در باز شد ناگهان بسیار تعجب کردم اتفاقی ناخواسته افتاد که برنامه ریزی برخی را هم خراب کرد البته مطمئن هستم خواست خدا بوده است‌
در که باز شد دیدم پنج شش ایستاده اند و در حال خداحافظی هستند دقت کردم فروغی نیا آنجا بود
گفتم سلام حاجی په شما که قرار بود تهران بروی .....و....
حالا ساعت تقریبا از ۳ بعدازظهر گذشته بود و ساعت ۵ عصر هم جلسه داشتیم

فروغی نیا گفت سفرم لحظه آخر کنسل شده و ماندم
گفتم حاجی جلسه می آیی گفت بله حتما

برگشتم خانه تقریبا ساعت ۴ بعداز ظهر را رد کرده بود

استراحتی کردم و برگشتم خانه مطبوعات
ظاهرا همه از دیدن فروغی نیا شگفت زده شده بودند و‌......

 

تحولات جلسه خود داستان جالبی هست که در نوبت بعدی پرداخته خواهد شد

اما جلوتر رفته و از خروج از خانه بگویم

تحولات با سرعت گذشت سه روزی بود اتفاقات افتاده بود
شب خیابان گلستان عابر بانکی ایستادم
چندباری آقای دناک پور تماس گرفته بود و نتوانسته بودم جوابش بدهم
عابر بانک شلوغ بود گفتم فرصت خوبی است
تلفن را برداشتم و شماره اش را گرفتم ساعت ۱۱ شب بود
گفتم آقای دناک پور خواب که نبودی

گفت نه بیدار بودم
گفتم دناک عزیز ببخش چند روزی شلوغ بودم نتوانستم جوابت را بدهم چه خبر
گفت همون یکشنبه بعد از شما گفتند چند روزی نیا
انگار برق سه فاز مرا گرفته بود گفت چیی یعنی چی و........

بلافاصله عکس العمل نشان دادیم و چند دقیقه نگذشت که دیدم فرج در گروهی نوشت نه مرخصی گرفته و برگردد

می‌دانستم این واکنش اصل ماجرا نیست اما همین که آقای دناک پور را مجبور بودند برگردانند خوشحالم کرد و ادامه ندادم

روزی تماسی داشتم و گفت دکتر همون روز عصر یکشنبه قفل در انبار تعویض شد و.......

تا اینجا داستان بماند برای بعد

حال چند سوال فارغ از این ماجرا


چرا روز یکشنبه دقیقا بعد رفتن ما قفل در انبار عوض شده و آقای دناک پور مرخص گردیده است؟؟؟


در این سه روز نبودن دناک پور چه اتفاقی افتاده است؟؟؟؟


چرا تغییر و تحول اینقدر به تعویق افتاده و چرا ؟؟


خانه بیش از یکماه در تصرف حضرات است دیگر چیزی که در تصرف ما نیست پس این سخنان نادرست چیست که برخی میگویند؟؟؟
حساب بانکی هم که مشخص و باید بروند ثبت تغییرات انجام دهند پس این تظاهرها برای چیست؟؟؟

 

جواب سوالات نزد من کاملا واضح است؟؟؟

شما هم جوابهای خود را نگه دارید تا چند روز آینده بفهمیم که آقای دناک پور چرا سه روز رفت و قفل جدید چرا به سه ساعت نکشید آمد.

راستی اگر روز سوم من اتفاقی متوجه رفتار اینها با دناک پور نمی‌شدم
تا چند روز قرار بود خانه قفل بماند و به چه علت؟؟؟؟

یا حق ادامه دارد

افشار پرویزی بابادی

اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار